چگونه برای یک برند نام انتخاب کنیم؟(NAMING)

چگونه برای یک برند نام انتخاب کنیم؟(NAMING)

 

اگر احیانا تاکنون خواسته باشید که برای یک شرکت نامی انتخاب کنید، مطمئنا میدانید که چه فرآیند طاقت فرسایی است. مشکلی که احتمالا در اولین گام به آن برخورد میکنید این است که احتمالا این بهترین نام هایی که مدنظر دارید پیش تر توسط افراد دیگری گرفته شده اند. پس از این اگر بخواهید برای شرکتتان نامی انگلیسی انتخاب کنید، باید دهها هزار دلار هزینه کنید تا بتوانید مالکیت حقوقی این نام را در جهان برای خودتان تصاحب کنید.

مسئله نام تجاری، مسئله ای بسیار حساس است. ممکن است شما تمام زحمات انتخاب نام برای شرکتتان را متحمل شوید و بعد بفهمید که این نام چندان مجاز نیست و ممکن است برای شرکتتان دردسر ایجاد کند.

یکی از محاسن وجود محدودیت، به کار انداختن خلاقیت شماست. برای انتخاب یک نام خوب باید به نقاط غیرواضح موضوع دقیق تر نگاه کرد تا بتوان از فرصت های نهان بهترین استفاده را برد. بهترین راه برای شروع، تمرکز بر مفاهیم پایه ای و روان شناسی انسانی است. برای اینکه بتوانید ایده های نابی بیابید و نامی زیبا و مبتکرانه انتخاب کنید در ادامه به چند نکته درباره نیمینیگ (naming) اشاره خواهیم کرد.

چگونه برای یک برند نام انتخاب کنیم؟
  1. قدرت سمبل ها و آواها را درک کنیدو از آنها بهره ببریدبرخی آواهای خاص حس مثبتی القا می کنند و احتمال مورد پسند واقع شدن، به خاطرآوری و به اشتراک گذاری را بالا میرند. شرکت هایی مانند Haagen Dasz و Limoncello برای چند دهه است که از این استراتژی برای تقویت حس مثبت و ایجاد تجربه ای به یادماندنی از طریق آوا بهره می برند.در سال 2003، عصب شناسی به نام ویلانیانور راماچاندران در مطالعه ای به بررسی رابطه میان بخش های مختلف مغز و تشبیهات پرداخت. وی چنین نتیجه گرفت که آواها می توانند در مغز به صورت تصاویری متجلی شوند و افراد صداها را از طریق رنگ ها و مزه ها تجربه می کنند.هنگامی که می خواهید نامی برای برندتان انتخاب کنید، به نام هایی که به صورت روزمره در زندگی به کار میبرید فکر کنید. در سایت Brandroot می توانید به آسانی نام های زیادی برای شرکتتان بیابید. مایکل ریدر موسس این شرکت می گوید: به خاطر داشته باشید که باید روی کلماتی تمرکز کنید که حس یک تجربه خاص را برای شما تداعی می کنند: مثلا روشنایی، تاریکی، قدرت، ضعف، تیزی، کندی و …

    درباره مفاهیمی که در کلاس ادبیات آموخته اید، مانند هم آوایی، حروف ندا، تکرار بخش های تکراری در عبارت، حروف بی صدا و … به خوبی فکر کنید و سعی کنی در انتخاب اسم از چنین تکنیک هایی استفاده کنید.

  2. از تکنیک های به خاطرسپاری برای یافتن مفاهیمی که به خوبی در ذهن بمانند استفاده کنید.بهترین نام های کمپانی ها عموما احساسات محورند و در نتیجه به خوبی در ذهن می مانند. در انتخاب نام، دست از تمرکز بر آنچه که میخواهید شرکتتان چنان باشد بردارید و در عوض به احساساتی که می خواهید مشتریان هدفتان حس کنند فکر کنید.کار را با تهیه یک نقشه ذهنی از مفاهیم مرتبط با کسب و کارتان آغاز کنید. به دنبال کلمات، احساسات و تجربیاتی باشید که در ساخت برند و کسب و کارتان حس میکردید. بدین ترتیب، طرحی کلی از تصاویری که تداعی گر شرکتتان هستند تنظیم کنید.بازی های کودکانه دوران مدرسه را که با کلمات بازی میکردید به خاطر آورید و سعی کنید به تخیلتان بال و پر دهید. این رویکرد به شما کمک می کند که پا به قلمروهای ناشناخته ای از ذهنتان گذارید و با مفاهیم و ارتباطات زبانی جدیدی برخورد کنید که می توانند در ساخت اسم به شما کمک کنند.

    به عقیده ریدر، هدف شما از انتخاب نام برای کسب و کارتان باید این باشد که مفهومی بیابید که بیشترین تعداد افراد ممکن را تحت تاثیر قرار دهد، نه فقط یک گروه خاص از مشتریان را. در ذهن مخاطبان هدفتان تصویری بسازید که به آسانی به خاطر آورند. مهم نیست که شما نهایتا چه تصمیمی بگیرید یا چه ارتباطاتی بیابید، فقط همواره اثرگذاری ایده های خود را روی افراد تست کنید.

    چگونه برای یک برند نام انتخاب کنیم؟
     
  3. واژه های جدید ابداع کنید

اگر نتوانستید واژه های بیابید که به خوبی حق مطلب را در مورد برندتان ادا کند، خودتان واژه های تازه ابداع کنید. کلمات همواره در حال تغییرند و در چرخه هایی دائما تکامل می یابند. هر روزه شاهد کلمات، اصطلاحات عامیانه یا رسمی ای هستیم که وارد بازار و دنیای کسب و کار می شوند.

یک مثال ملموس از چنین مواردی گوگل (Google) است- کلمه ای که با ساختاری کاملا مبهم وارد میدان شد ولی نهایتا توانست به دیکشنری آکسفورد راه یابد. این شرکت از ساختارهای عمومی جدا شد و در تست مفاهیم کاملا جدید شهرت یافت.

google
 

«ریدر»، موسسین، مدیران برند و دیگر متخصصینی که با نامگذاری سر و کار دارند تشویق می کند تا از حاشیه امن خود خارج شوند و به خود جرات امتحان ساختارهای تازه را بدهند. اصطلاحات عامیانه ای که جوامع استفاده می کنند را بررسی کنید. نمونه وطنی
ما برند «کاله» است. از مخاطبان جدیدتان بخواهید برندتان را از زاویه دید خودشان و با زبان معمول توصیف کنند.

ابداع و تکامل با جرات امتحان زمینه های تازه به دست می آیند. اسم تجاری شما نباید متفاوت از محصولات و خدماتتان باشد- اگر نیاز به ابداع یک واژه جدید دارید از مردم بخواهید به شما ایده دهند.

مرحله نهایی

با ثبت جهانی حقوقی نام انتخاب شده، به نام برندتان هویت ببخشید. نامی انتخاب کنید که مخاطبان هدف شما را تشویق به فکر و حسی تازه کند. از آنها درباره برندتان و نام آن پرس و جو کنید تا بتوانید فرصت های جدیدی برای پیشرفت و تکامل بیابید. با کاوش ابعاد مختلف زبان، مرزها را درنوردید و عبارات جدیدی بسازید.

اگر به نامگذاری از این منظر نگاه کنید، میبینید که فرصت های بسیار بیشتری از آنچه فکر میکردید وجود دارند که می توانید از آنها بهره برده و در نهایت نام دامین خود را با .com به دست آورید.

برندینگ و کاربرد آن

برندینگ و کاربرد آن

برندینگ                             

برندینگ در واقع روندی است که طی آن به وسیله ی تبلیغاتی با سبک و سیاق خاص، تصویر و نام منحصربفردی از کالا را در اختیار خریدار می گذاریم. هدف برندینگ ایجاد حضوری اساسی، متفاوت و مستمر در بازار است که خریدارانی ثابت را جذب کرده و نگه دارد.

برندینگ مهم ترین بخش هر کسب و کاری است. در واقع برند شما عهدی است که شما با مشتریان خود می بندید. این برند به مشتریان شما می گوید که چه انتظاراتی می توانند از کالاها و خدمات شما داشته باشند و مهم تر آن که برندینگ، شما را از رقبایتان متمایز می کند. در واقع برند شما از اینکه که هستید و که می خواهید بشوید و مردم چه تصویری از شما در ذهن دارند نشات میگیرد.

در جهان پیشرفته امروزی مساله ترویج تبلیغ درست کالا یا خدمات مساله بسیار مهمی است. برندینگ راهی فوق العاده برای همین تبلیغ صحیح است چرا که مردم دنیای امروزی درگیر مشغله های روزمره شان هستند و نیازمند کسی هستند که کالای درست را با استفاده از راه های تبلیغاتی گیرا به آنها معرفی کند. اگر مردم از برند کالایی که تهیه کرده اند راضی باشند، تشویق می شوند که مجددا آن کالا را تهیه کنند و این گونه آن برند پا به عرصه پیشرفت می گذارد.

هویت برند بخش مهم یک کسب و کار است و باید با جنبه هایی از شرکت ادغام شود تا نمود ویژه و منحصر به فردی را ارائه دهد:

  • نام، لوگو، یا شعار شرکت
  • سر برگ شرکت
  • فرم های شرکت
  • مفاد و تبلیغات شرکت
  • امضاء
  • وب سایت
  • یونیفرم

شرکت ها تهیه کننده کالا هستند و مردم تهیه کننده برند

برندینگ

کالا توسط یک شرکت تولید می شود و توسط مصرف کننده در قبال پولی که می پردازد خریداری می شود. این در حالی است که برند با توجه به درک، انتظارات و تجربیات مصرف کننده کالا به وجود می آید. در واقع تمامی کالاها و خدمات یک شرکت زیر چتری تحت عنوان “برند” قرار می گیرند. برای مثال محصولات شرکت “تویوتا”خودروست. اینجا کالاها تماما زیر چتر برند تیوتا قرار می گیرند و هر کدام از کالاها برند مخصوص به خودش را دارد که آن کالا را از تمامی محصولات تولید شده شرکت تیوتا متمایز می کند.

برندینگ چیست؟

برند

برند احساس و ادراکی است که درباره یک محصول، یک ایده، یک فرد و یا یک سازمان در ذهن کاربران و مصرف کنندگان شکل میگیرد

برندینگ چیست؟

ابتدایی ترین مفهوم برای برندینگ به معنی دادن وعده در خصوص یک برند و سپس ارائه تعهد انجام آن کار می باشد.

در حقیقت برندینگ یکی از مهمترین جنبه های هر کسب و کار اعم از کوچک و بزرگ, جزئی و یا تجاری است. یک استراتژی برندینگ موثر در یک بازار رقابتی فزاینده به شما حاشیه ی عمده می بخشد. اما حقیقتاً برندینگ به چه معناست و چگونه روی کسب و کار شما تاثیر می گذارد؟

اگر بخواهیم دلایل پیشرفت یک شرکت و یا یک کارخانه را ارزیابی کنیم ، میتوانیم به وضعیت برند آن شرکت دقت کنیم که آیا محصولات این کارخانه یک برند شناخته شده است یا خیر ؟ بازخورد ها در رابطه با برندش چگونه بوده است ؟
برندسازی یا برندینگ (Branding) فرآیندی منظم است که برای ایجاد آگاهی و افزایش وفاداری مشتری استفاده می­شود. هدف اصلی از برندسازی یک محصول، خدمت یا سازمان ایجاد ذهنیت و چشم انداز نسبت به تجارت خود در مشتریان است، تا جاییکه رفع نیازهای خود را در گرو مراجعه به شما بدانند. این کار مستلزم دستورهای سطوح بالا و آمادگی لازم برای سرمایه­ گذاری در آینده است. برندسازی استفاده از هر فرصتی است تا بگوییم چرا مردم باید یک برند یا نام تجاری را نسبت به سایر برندها ترجیح و  انتخاب نمایند.

branding

برندسازی یا Branding چیست؟
برای این منظور هشت ابزار در اختیار مدیران بازاریابی قرار دارد تا از طریق آن با مشتریان ارتباط برقرار کرده و یک برند قوی در بازار بسازند:
تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش، بازاریابی مستقیم، فروش شخصی، بسته بندی، رویدادها و اسپانسرینگ، خدمات مشتری.

تعریف برندسازی یا برندینگ از نظر بزرگان 
به طور کلی برندینگ یا برندسازی، فرآیندی است که در طی آن به جایگاه احساسی و عاطفی یک محصول یا خدمت افزوده می‌گردد،بدین وسیله ارزش آن برای مشتریان و سایر مخاطبان افزایش می‌یابد.
برندسازی یا برندینگ حاصل پیام‌ها و گزارش‌های رسانه هاست.
هر قدر تعداد این پیام‌ها بیشتر و محتوای آن‌ها مطلوب تر باشد، نام تجاری قوی تر خواهد شد.
اَل ریس، لورا ریس، سقوط تبلیغات و ظهور روابط عمومی

برندسازی شامل مباحث و مفاهیم مختلفی چون جایگاه یابی و جایگاه سازی برند یا Brand Positioning،
نامگذاری برند،
انتخاب رنگ و طراحی شخصیت بصری برند( لوگو، آرم و…)،
توسعه برند،
ارزش برند و… می‌باشد.

کمپین برندینگ چیست و چه ویژگی هایی باید داشته باشد

یکپارچه باشد(Integrated)
برند نیز مانند ارکستر، یک رهبر واحد می‌خواهد که صدای واحدی از آن شنیده شود وگرنه هرکس ساز خودش را می‌زند و صداهای ناهنجار تولید شده موجب دفع مخاطب و ایجاد تصویر ذهنی نامناسب از برند و در نتیجه بیماری چند شخصیتی برند(Brand Schizophrenia) می‌شود. این بیماری از آنجا ناشی می‌شود که مدیر فروش برای خودش می‌فروشد، مدیر تبلیغات برای خودش تبلیغ می‌کند، مدیر روابط عمومی برای خودش روابط عمومی انجام می‌دهد و… در بهترین حالت‌ (که امروز در ایران رایج شده است) هر کدام برای خود یک کمپین مجزا تدوین می‌کند! هر کدام از اینها یک شخصیت مجزا از آن برند می‌سازد و به افراد و مخاطبان ارائه می‌دهد. بنابراین مخاطبان شخصیت‌های متفاوتی از برند می‌بینند و فکر می‌کنند که برند چند شخصیتی است. این بیماری بسیار خطرناک است و درمانش به مراتب دشوارتر از پیشگیری از آن است.
یکپارچگی یک کمپین موجب خلق یک هویت واحد می‌شود. حتی اگر این هویت مطلوب مخاطبان نباشد، کافی است یک تصویر ذهنی از ذهن آنان پاک شود نه چندین و چند تصویر ذهنی خوب و بد مغشوش.

متناسب با شرایط محیطی باشد(Context Oriented)
در ابتدا بهتر است مفهوم محیط(Context) را در ذهن خود یکی کنیم. شرایط محیطی(Context) به معنای در نظر گرفتن کلیه بخش‌های محیط M۳است که عبارتند از: خرد‌(Micro)، نیمه‌خرد یا نیمه‌کلان که من آن را بازار می‌نامم (Market)و کلان(Macro) به علاوه بعد چهارم یعنی زمان.
به عنوان مثال کمپین‌های خارجی کپی‌شده، برای شرایط محیطی (۳M + زمان) خود تعریف شده‌اند و اطلاعات جامع و کاملی در خصوص بازخورد آنها وجود ندارد. اگر هم داشته باشد و به فرض، موفق و اثربخش هم باشند، برای مخاطبان آن کشور یا منطقه و در زمان اجرای خود صدق می‌کند نه در زمان فعلی و شرایط محیطی کشور ما.
یکی از مهم‌ترین عوامل برای تدوین یک کمپین، سن برند است. اگر یک کودک سه ساله بیمار شود، یک فرد ۳۵ساله و یا یک فرد ۶۵ساله، حتی اگر هر سه یک نوع بیماری داشته باشند، تجویز نوع داروی آنها متفاوت است، دُز داروی آنها متفاوت است، شرایط و دوران نقاهت متفاوت هم دارند.
fifa world cup 2014 sponsors

تن‌دوخت و اختصاصاً برای یک برند باشد(Exclusive)
نمی‌توان هر کمپین موفقی را کپی و استفاده کرد؛ حتی کمپین اختصاصی یک برند. الزاماً در زمان دیگری حتی برای همان برند هم مناسب و تن‌دوخت نخواهد بود. لزومی ندارد لباس چند سال پیش شما، امسال هم اندازه شما باشد. برند ممکن است چاق‌تر، لاغرتر، بلندتر، کوتاه‌تر و…شده باشد. در ساده‌ترین حالت اگر فرض کنیم که برند هیچ تغییری نکرده، باز هم کمپین گذشته و حتی اختصاصی یک برند مناسب نیست زیرا مخاطب، تغییر کرده است. مخاطب یک بار با این نقشه مورد حمله (ذهنی) قرار گرفته و حالا دیگر حتی اگر کمپین تن‌دوخت برند باشد، مؤثر برای ورود به ذهن و قلب همان مخاطبان نیست. مخاطب در این حالت نسبت به پیام‌های دریافتی از برند در قالب کمپین به اصطلاح «واکسینه» شده است.یونیک و اختصاصی بودن کمپین، ممکن است متودولوژی کار را تغییر ندهد اما همه خروجی‌های آن را ‌‌چنان تحت تأثیر خود قرار می‌دهد که ارائه کمپین را به برند دیگر تقریباً غیرممکن می‌کند.
«تن‌دوخت» بودن عبارت خوبی است برای آنکه آن را با مثال خیاطی برای یک فرد خاص تفسیر کنیم. در نظر بگیرید یک مرد به خیاط سفارش دوخت یک کت و شلوار مشکی می‌دهد و در میانه راه، در حالی که برش پارچه او انجام شده پشیمان می‌شود. آیا خیاط می‌تواند آن را به یک خانم که لباس شب قرمز سفارش داده، ارائه دهد؟! حتی به یک مرد دیگر که کت و شلوار مشکی هم می‌خواهد، الزاماً نمی‌توان ارائه کرد. زیرا ممکن است قد و وزن و…متفاوت داشته باشد. اما حقیقت اینجاست که خیاطی، یک حرفه است که قواعد و متودولوژی خود را دارد.

همه جانبه، جامع و ۳۶۰درجه باشد (Holistic)
یک کمپین ۳۶۰درجه، برنامه‌ای است که از منظر محتوای پیام، حامل همه جنبه‌های برند یعنی استراتژیک‌ (Strategic)، مفهومی‌(Conceptual)، تصویری‌(Visual) و کلامی(Verbal) باشد. در عین حال و از منظر ابزاری نیز، هم ابزارهای بالای خطی(ATL) و هم زیرخطی(BTL) را پوشش دهد. همین‌جا بهتر است اشاره کنم که بر خلاف برخی تصورات، ابزارهای روی خطی‌(TTL)، از منظر ابزاری قابل بررسی نیست؛ زیرا ذاتاً ابزار محسوب نمی‌شوند و استراتژی‌های یکپارچه‌سازی بین‌ ATLو BTL را شامل می‌شوند. یک کمپین جامع، همچنین باید همه زمان‌های حال، آینده و گذشته برند را در نظر بگیرد.
‌اگر کمپین ویژگی ۳۶۰درجه بودن را نداشته باشد، ممکن است از یک جهت مورد تهاجم یک کمپین دیگر (برند رقیب) قرار بگیرد. از طرفی تنها بخشی از یک مسأله اصلی برند را حل می‌کند. مثلاً یک کمپین رسانه‌ای در واقع بخشی جزیی از این کمپین ۳۶۰درجه است که مربوط به نوع، زمان، هزینه و نحوه تخصیص بودجه به ابزارها و رسانه‌ها در قالب ارتباطات یکپارچه بازاریابی و برند (IMBC)است.

یک برندینگ مناسب فواید متعددی برای کسب و کار شما به همراه خواهد داشت. از عمده دستاوردهای برندینگ آن است که می تواند به انتقال پیام شما کمک کند, منجر به افزایش اعتبار شما شده و آن را تائید می کند, منجر به متقاعد ساختن مشتریان برای تائید آن برند می گردد, منجر به وفاداری همه جانبه مشتریان نسبت به برند فوق می گردد , منجر به برقراری ارتباط با مشتریان می گردد و در نهایت به شناخت مشتریان نسبت به برند منتهی می شود.

نکته حائز  اهمیتی که در زمینه برندینگ می بایست بدان توجه نماییم آن است که اهمیتی ندارد ما در مورد برندمان چگونه می اندیشم بلکه تصورات مشتریان برند ماست که حائز اهمیت بوده و منجر به رشد هر چه بیشتر آن (برندمان) می گردد.

یکی از روش های کسب سود و درآمدزایی برای یک برند یا کالا در عصر حاضر بر  میزان رضایتمندی مشتریان و مصرف کنندگان آن برند و کالا استوار است. از همین رو می توان اذعان نمود که تعیین نیاز مشتریان و شیوه ی رفع آن بواسطه ی سازمان ها روشنگر خدمات قابل ارائه از سوی آنها و شیوه ی عملکرد آنها خواهد بود.

بازاریابی

مراحل فرآیند بازاریابی

درک بازار و نیازهای مشتری

بازاریابان در اولین گام، باید نیاز و خواست مشتری و بازاری که در آن کار می کنند را درک کنند . در ادامه به بررسی پنج اصل اساسی بازار و مشتری می پردازیم:

(۱) نیازها، خواسته ها، تقاضاها
(۲) پیشنهادهای بازاریابی (محصولات،خدمات، تجربیات)
(۳) ارزش و رضایت مشتری
(۴) تبادل و ارتباط
(۵) بازار

۱- نیاز، خواسته و تقاضای مشتری

اساسی ترین اصل بازاریابی، نیازهای انسانی است. نیازها شامل نیازهای اصلی جسمانی همچون نیاز به غذا، لباس، جای گرم و امنیت؛ نیازهای اجتماعی شامل تعلق داشتن و مهر و عاطفه؛ و نیازهای شخصی همچون نیاز به دانش و ابراز عقاید می باشد. این نیازها توسط بازاریابها ایجاد نشده اند، بلکه جزئ ی از ساختار اساسی انسان هستند.

“خواست”، نوعی از نیاز انسانی است که با توجه به فرهنگ و خصوصیات شخصیتی تغییر یافته است. یک آمریکایی به غذا نیاز دارد، ولی خواهان یک همبرگر با سیب زمینی سرخ کرده و نوشابه است. فردی در ایران نیز به غذا نیاز دارد ولی برنج و جوج ( دقیقا جوج 🙂 ) می خواهد. جامعه به خواست شکل می دهد و به صورت چیزهایی که نیاز را برطرف می کند توصیف می شود.

وقتیکه قدرت خرید برای خواسته وجود داشته باشد، به آن “تقاضا” گفته می شود. با مشخص شدن خواسته ها و منابع،درخواست افراد برای محصولاتی که بیشترین ارزش را داشته و به بهترین شکل نیازهای آنها را ارضاء کنند، ایجاد می شود.

*** هر کسب و کاری برای موفقیت بایستی وقت زیادی را صرف یادگیری و درک نیازها، خواسته ها و تقاضای مشتریان کند.و این حاصل نمی شود مگر اینکه با مشتریان در ارتباط مستقیم و دائم باشیم.

۲- پیشنهادهای بازاریابی (محصولات،خدمات، تجربیات)

نیازها و خواسته های مشتری از طریق پیشنهاد بازاریابی برآورده می شود؛
پیشنهاد بازاریابی ترکیبی از محصولات، خدمات، اطلاعات و یا تخصصهایی است که برای رفع نیاز یا خواسته ای به بازار عرضه می شود. پیشنهاد بازاریابی، محدود به کالاهای فیزیکی نیست، بلکه شامل خدمات، فعالیتها و مزیتهایی است که برای فروش عرضه شده، به صورت غیر ملموس می باشند و شامل اعطای مالکیت هیچ چیزی نمی شوند. به عنوان مثال می توان به خدمات بانکی، خطوط هواپیمایی، هتلها، خدمات مالیاتی و تعمیرات خانه اشاره کرد. پیشنهاد بازاریابی، در مقیاسی وسیعتر شامل افراد، محلها، سازمانها، اطلاعات و ایده ها نیز می شود.

 پیشنهادهای بازاریابی

*** خطای نزدیک بینی بازاریابی:فروشنده به جای توجه به مزایا و تجربه استفاده افراد از محصولات به خود محصولات توجه می کنند.با توجه به این تعریف، بایستی تجربه خریداران از محصول را بدانیم و این بدست نمی آید مگر با ارتباط مستقیم و دائم با مشتریان. (این همان نکته در تعریف خودمانی که در جلسه اول از بازاریابی داشتیم و رابطه مستحکم را در آن ذکر کردیم)

خطای بسیاری از فروشندگان این است که به جای توجه به مزایا و تجربه استفاده افراد از محصولات به خود محصولات توجه می کنند؛ این افراد از خطای “نزدیک بینی بازاریابی” رنج می برند. آنها آنقدر محصول خود را می پسندند و به رفع نیاز فعلی توجه می کنند که از درک نیاز واقعی مشتری عاجز شده اند. این افراد فراموش کرده اند که یک محصول تنها ابزاری برای رفع مشکل مشتری است. یک تولید کننده نوک مته یک چهارم اینچی ممکن است تصور کند که مشتریان به این نوک مته احتیاج دارند، درصورتیکه نیاز واقعی مشتریان سوراخ یک چهارم اینچی است. وقتی محصول یا راه حلی به بازار عرضه شود که این سوراخ را به شکلی ساده تر و یا ارزان تر ایجادکند، این فروشندگان با مشکل روبروخواهند شد. نیاز مشتریان همان است، اما خواستار محصول جدید هستند.

*** بازاریابان باهوش، فراتر از خصوصیات محصولات و خدماتی که ارائه می کنند فکر می کنند. آنها با ارائه محصولات و خدمات هماهنگ، تجربه ویژه ای از برند خود در مشتری ایجاد می کنند.

باید بدانیم مشتریان طالب چیزی بیش از مشخصات و مزیتهای و حتی راه حلها هستند. چیزی که می خواهند، خرید، استفاده و تجربه خدمات لذت بخش است که همیشه به دنبالش بوده اند.

*** در واقع مشتری با خرید به دنبال لذت بردن و تجربه خدمات لذت بخش است.که اگر چنین اتفاقی بیفتد همین حس را برای دیگران بازگو میکند و با لذت بردن از گفتن آن، شما را بصورت ناخودآگاه و شیرین به دیگران معرفی می کند .و این همان ایجاد کردن ارزش در مشتری و دریافت ارزش از اوست.

۳- ارزش و رضایت مشتری

مصرف کنندگان، معمولاً با طیف گسترده ای از محصولات و خدمات روبرو هستند که نیاز خاصی را برطرف می کنند.

ارزش و رضایت مشتری

اما یک سوال ساده و مهم
؟؟؟ مشتریان چگونه یک پیشنهاد بازاریابی خاص را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند؟
آنها به پیش بینی ارزش و میزان رضایتی که هر پیشنهاد برایشان ایجاد می کند پرداخته و بر اساس آن خرید می کنند. مشتریان رضایتمند مجدداً خرید می کنند و در مورد تجربه خوب خود با دیگران صحبت می کنند؛ مشتریان ناراضی، معمولاً به محصولات رقبا روی آورده و به بی اعتبار کردن محصول نزد دیگران می پردازند.

بازاریابان باید به سطح انتظاری که در مشتری ایجاد می کنند، توجه داشته باشند. اگر آنها به تبلیغ آشکار سطح پایینی بپردازند، میزان رضایت مشتریان بسیار زیاد خواهد بود ولی احتمالاً تعداد کافی مشتری را جذب نخواهند کرد. اگر سطح انتظار را بالا ببرند، خریداران را ناامید خواهند کرد. ارزش از دید مشتری و رضایت خریدار، سنگ بنای اصلی توسعه و مدیریت ارتباط با مشتریان است.

۴- تبادل و ارتباط

بازاریابی زمانی رخ می دهد که مردم تصمیم می گیرند نیازها و خواسته هایشان را از طریق ارتباط داد و ستد انجام دهند یعنی به دنبال ارزشی هستند که از طریق خرید آن کالا بدست بیاورند و در ازای رضایتمندی از بدست آوردن آن ارزش، هزینه را صرف کنند

***داد و ستد عمل دریافت “شیء مطلوب” از کسی در ازاء اعطای چیزی (بده بستان دو سر سود)

۵- بازار

مفاهیم داد و ستد و ارتباطات ما را به سوی مفهوم بازار هدایت می کند.از دیدگاه کاتلر پدر نوین بازاریابی، بازار به مجموعه ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا گفته می شود .اما این تعریف باز آنچنان قابل لمس نیست. (جلسه سوم این تعریف بصورت کامل تشریح می شود.)

این خریداران دارای نیاز یا خواسته مشترکی هستند که میتوان آن را از طریق داد و ستد مرتفع ساخت.بازاریابی یعنی مدیریت بازاراها به شکلی که منجر به ارتباط سودآوری با مشتری شود. به هر حال، ایجاد این ارتباطات نیاز به تلاش دارد. فروشندگان باید به جستجوی خریداران بپردازند، نیازهای آنها را شناسایی کنند، پیشنهادهای بازاریابی خوبی طراحی کنند، قیمت را مشخص کنند، به آنها اطلاع بدهند، انبار کنند و تحویل دهند.

بازار

کارهایی مثل توسعه محصول، تحقیقات، ارتباطات، توزیع، قیمت گذاری و خدمات رسانی، فعالیتهای اصلی بازاریابی می باشند.

با اینکه ما فکر می کنیم بازاریابی از وظایف فروشنده است، اما خریداران نیز به بازاریابی میپردازند. وقتی مصرف کنندگان به جستجوی کالای مورد نیاز با قیمتی در حد استطاعت خود می پردازند، در واقع بازاریابی می کنند.

منبع:وردپرس شو

نوشته با فرمت پیوند

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد. در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد وزمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

 

یک نوشته آزمایشی

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد. در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد وزمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

نوشته آزمایشی دیگر

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد.

در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد وزمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

نوشته آزمایشی جهت دمو سایت

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

ادامه مطلب …

یک نوشته با فرمت استاندارد و تصویر شاخص

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

ادامه مطلب …