راهنمای انتخاب نام تجاری

راهنمای انتخاب نام تجاری
یک عنصر مهم در هر کار و تجارت ایجاد نام و علامت تجاری (برند) میباشد و از آن طریق است که مردم آن محصولات یا خدمات را میشناسند. این یکی از اولین چیزهایی است که باید به آن فکر کنید و تا آخر با کار شما همراه خواهد بود.

مردمان: یک عنصر مهم در هر کار و تجارت ایجاد نام و علامت تجاری (برند) میباشد و از آن طریق است که مردم آن محصولات یا خدمات را میشناسند. این یکی از اولین چیزهایی است که باید به آن فکر کنید و تا آخر با کار شما همراه خواهد بود.

به همین دلیل است که انتخاب نام تجاری اهمیت بسیار زیادی داشته و به عنوان موضوعی خاص باید به آن نگاه کرد. شاید خیلی کار نگران کنندهای به نظر نرسد اما نیاز به دقت بسیار بالا و توجه به کلیه جنبه های نوع محصول یا خدمات شما دارد. از همه اینها گذشته، نام تجاری شما به همراه لوگو آن، به طریقی سمبلیک خلاصه شده همه آن چیزی است که ارائه میکنید.

در زیر به چند نکته که برای تعیین نام تجاریتان باید به آن توجه کنید اشاره میکنیم:

۵ نکته برای انتخاب نام تجاری

۱. دقت کنید که اینترنت پذیر باشد.

در این دوره و زمان، اگر میخواهید کار و تجارتتان شکوفا شده و سودرسان باشد، وارد کردن آن به دنیای اینترنت یک ضرورت است. به همین دلیل باید دقت کنید که نام تجاریتان برای اینترنت آشنا باشد. به این معنی که کاربران اینترنتی مشکلی برای دریافت اطلاعات درمورد کار شما از طریق نام تجاریتان نداشته باشند.

اول اینکه، اگر میخواهید از اینترنت برای بیزنس خود استفاده کنید، نیاز به یک وب سایت قانونی دارید که منبعی راحت برای دریافت اطلاعات درمورد برندتان باشد. این یعنی دامنه اینترنتی داشته باشید که به طور ویژه مربوط به بیزنس شما باشد. به همین دلیل باید نام تجاری انتخاب کنید که خیلی راحت توسط عموم مردم به خاطر سپرده شود و چیز پیچیده یا بی مفهومی نباشد.

بعنوان مثال، www.tchm.com را با www.tchmedical.com مقایسه کنید. به خاطر سپردن مورد دوم بخاطر کلمه «مدیکال» بسیار ساده تر است تا اینکه مورد اولی را حفظ کنند که نه کلمه معناداری است و نه هیچ اشاره ای به زمینه کاری مربوطه دارد.

دوم اینکه، شبکه های اجتماعی محبوبی مثل فیسبوک را یکی از راههای تبلیغاتی خود در آینده در نظر بگیرید. از اینرو چیزی که باید چک کنید این است که هیچ صفحه ای با نام موردنظر شما در آن ساخته نشده باشد. این باعث میشود افراد بسیار راحتتر شما را در فیسبوک پیدا کرده و اطلاعات موردنیازشان را دریافت کنند.

مسئله دیگری که بد نیست در نظر داشته باشید آدرس ایمیل کار شماست که باید بسیار شبیه و نزدیک به نام تجاریتان باشد.

۲. سادگی

هرچه برند شما راحتتر تلفظ شود، بسیار بهتر دهان به دهان پخش خواهد شد. همینطور هر چه تعداد کلمات استفاده شده در آن کمتر باشد، به خاطر سپردن آن نیز سادهتر خواهد بود.

گاهی اوقات کلمات آنطور که نوشته میشوند، خوانده نمیشوند و افراد برای جستجو آن شرکت در اینترنت دچار مشکل میشوند. بعنوان مثال بااینکه برند “Xerox” به نام تجاری خوبی تبدیل شده تا آنجا که حتی گاهی معادل فتوکپی از آن استفاده میشود، احتمالاً در ابتدای تولد آن مشکلات تلفظی داشته است.

خیلی افراد ممکن است آن را با دیکته اشتباه “Zerox” اشتباه گرفته باشند و شرکت تعداد قابل توجهی از مشتریان احتمالی خود را بخاطر همین مشکل از دست داده باشد. بنابراین اگر میخواهید که مطمئن شوید که مردم میتوانند برند شما را به خوبی به خاطر بسپارند، یادتان باشد که سادگی بهترین راهکار است.

۵ نکته برای انتخاب نام تجاری

۳. متفاوت باشید.

جدا از سادگی، نامهای تجاری باید جالب هم باشد تا بتواند سروصدایی ایجاد کرده و مردم را به برقراری ارتباط با آن مشتاق سازد. اینکه نام تجاریتان را خیلی توصیفی و رک و راست انتخاب کنید، کنجکاوی لازم برای حفظ اشتیاق در مخاطب را از بین خواهد برد.

قبل از اینکه چند نمونه نام تجاری برای کار خودتان کاندید کنید، بهتر است تحقیقی درمورد نامهای تجاری که رقیبانتان انتخاب کرده اند داشته باشید. شباهتهای بین برندهای مختلف را مشخص کنید و سعی کنید نام انتخابی شما شبیه به آنها نباشد.

به عبارت دیگر نام تجاری شما باید بسیار متمایز با آنها باشد. وقتی مشتری بخواهد از بین چند برند در یک زمینه یکی را انتخاب کند، کدام اول نظرش را جلب خواهد کرد؟ مطمئناً آنی که نام تجاری آن شبیه به بقیه نیست.

۴. علامت تجاری (لوگو) هم در نظر داشته باشید.

نام و علامت تجاری کاملاً با هم در ارتباط هستند. اگر میخواهید برند فوق العادهای برای بیزنس خود داشته باشید، مطمئن شوید که مردم بتوانند نام تجاری شما را با علامت تجاریتان مرتبط ببینند. بعنوان مثال برند “Apple” را در نظر بگیرید که لوگویی بسیار مستقیم و مشخص از شکل یک سیب دارد. این باعث میشود مردم بتوانند خیلی راحت آن برند را به خاطر بسپارند. چرا؟ زیرا به جای اینکه فقط به حافظه زبانی خود تکیه کنند، میتوانند حافظه بصری آن برند را هم ذخیره کنند.

حال که میدانید ارتباط بین نام و علامت تجاری تا چه اندازه اهمیت دارد، لازم است که به نامی فکر کنید که آزادی بیشتری برای ساخت لوگو به شما میدهد. معمولاً لوگوهای تصویری بسیار قویتر از لوگوهای کلمه ای هستند، به همین دلیل بهتر است به نام تجاری فکر کنید که سمبل شیء یا چیزی باشد.

مثلاً لوگو تصویری “Apple” را با لوگو کلمه ای “Microsoft” مقایسه کنید. مطمئناً شما هم بر این عقیده هستید که به خاطر سپردن اولی به منابع شناختی کمتری نیاز دارد تا دومی.

5. ذات بیزنستان را در بر داشته باشد.

همانطور که بیزنستان باید رویکرد فروش متفاوتی داشته باشد تا بتواند از رقیبانتان متمایز باشد، نام تجاری شما هم باید این متمایز بودن را نشان دهد. همچنین میتوانید از آن برای منعکس کردن قدرت بیزنستان یا نشان دادن نوع خدمات و محصولاتی که ارائه میکنید استفاده کنید.

بعنوان مثال موتور جستجوی “Google” را در نظر بگیرید که تصویر چشمانی جستجوگر را در ذهن ایجاد میکند. چنین نام تجاری باعث میشود مخاطبین خیلی راحت بین علامت تجاری و آنچه شرکت به آنها ارائه میکند ارتباط برقرار کنند و همین باعث میشود آن را راحتتر به خاطر بسپارند.

خیلی از برندها هم ارتباط چندانی با نوع بیزنس خود ندارند اما بر جنبه حسی آن اسم تاکید میکنند. خیلی ها ممکن است وقتی برای اولین بار نام “Starbucks” به گوششان خورد، تصوری از محصولات یا خدماتی که ارائه میکند نداشته اند اما وقتی میفهمند که نام یک کافی شاپ زنجیرهای است، به طور عجیبی در ذهنشان مینشیند. این اسم انرژی را در فرد بیدار میکند، درست همان کاری که یک فنجان قهوه اول صبح میکند.

بازاریابی

مراحل فرآیند بازاریابی

درک بازار و نیازهای مشتری

بازاریابان در اولین گام، باید نیاز و خواست مشتری و بازاری که در آن کار می کنند را درک کنند . در ادامه به بررسی پنج اصل اساسی بازار و مشتری می پردازیم:

(۱) نیازها، خواسته ها، تقاضاها
(۲) پیشنهادهای بازاریابی (محصولات،خدمات، تجربیات)
(۳) ارزش و رضایت مشتری
(۴) تبادل و ارتباط
(۵) بازار

۱- نیاز، خواسته و تقاضای مشتری

اساسی ترین اصل بازاریابی، نیازهای انسانی است. نیازها شامل نیازهای اصلی جسمانی همچون نیاز به غذا، لباس، جای گرم و امنیت؛ نیازهای اجتماعی شامل تعلق داشتن و مهر و عاطفه؛ و نیازهای شخصی همچون نیاز به دانش و ابراز عقاید می باشد. این نیازها توسط بازاریابها ایجاد نشده اند، بلکه جزئ ی از ساختار اساسی انسان هستند.

“خواست”، نوعی از نیاز انسانی است که با توجه به فرهنگ و خصوصیات شخصیتی تغییر یافته است. یک آمریکایی به غذا نیاز دارد، ولی خواهان یک همبرگر با سیب زمینی سرخ کرده و نوشابه است. فردی در ایران نیز به غذا نیاز دارد ولی برنج و جوج ( دقیقا جوج 🙂 ) می خواهد. جامعه به خواست شکل می دهد و به صورت چیزهایی که نیاز را برطرف می کند توصیف می شود.

وقتیکه قدرت خرید برای خواسته وجود داشته باشد، به آن “تقاضا” گفته می شود. با مشخص شدن خواسته ها و منابع،درخواست افراد برای محصولاتی که بیشترین ارزش را داشته و به بهترین شکل نیازهای آنها را ارضاء کنند، ایجاد می شود.

*** هر کسب و کاری برای موفقیت بایستی وقت زیادی را صرف یادگیری و درک نیازها، خواسته ها و تقاضای مشتریان کند.و این حاصل نمی شود مگر اینکه با مشتریان در ارتباط مستقیم و دائم باشیم.

۲- پیشنهادهای بازاریابی (محصولات،خدمات، تجربیات)

نیازها و خواسته های مشتری از طریق پیشنهاد بازاریابی برآورده می شود؛
پیشنهاد بازاریابی ترکیبی از محصولات، خدمات، اطلاعات و یا تخصصهایی است که برای رفع نیاز یا خواسته ای به بازار عرضه می شود. پیشنهاد بازاریابی، محدود به کالاهای فیزیکی نیست، بلکه شامل خدمات، فعالیتها و مزیتهایی است که برای فروش عرضه شده، به صورت غیر ملموس می باشند و شامل اعطای مالکیت هیچ چیزی نمی شوند. به عنوان مثال می توان به خدمات بانکی، خطوط هواپیمایی، هتلها، خدمات مالیاتی و تعمیرات خانه اشاره کرد. پیشنهاد بازاریابی، در مقیاسی وسیعتر شامل افراد، محلها، سازمانها، اطلاعات و ایده ها نیز می شود.

 پیشنهادهای بازاریابی

*** خطای نزدیک بینی بازاریابی:فروشنده به جای توجه به مزایا و تجربه استفاده افراد از محصولات به خود محصولات توجه می کنند.با توجه به این تعریف، بایستی تجربه خریداران از محصول را بدانیم و این بدست نمی آید مگر با ارتباط مستقیم و دائم با مشتریان. (این همان نکته در تعریف خودمانی که در جلسه اول از بازاریابی داشتیم و رابطه مستحکم را در آن ذکر کردیم)

خطای بسیاری از فروشندگان این است که به جای توجه به مزایا و تجربه استفاده افراد از محصولات به خود محصولات توجه می کنند؛ این افراد از خطای “نزدیک بینی بازاریابی” رنج می برند. آنها آنقدر محصول خود را می پسندند و به رفع نیاز فعلی توجه می کنند که از درک نیاز واقعی مشتری عاجز شده اند. این افراد فراموش کرده اند که یک محصول تنها ابزاری برای رفع مشکل مشتری است. یک تولید کننده نوک مته یک چهارم اینچی ممکن است تصور کند که مشتریان به این نوک مته احتیاج دارند، درصورتیکه نیاز واقعی مشتریان سوراخ یک چهارم اینچی است. وقتی محصول یا راه حلی به بازار عرضه شود که این سوراخ را به شکلی ساده تر و یا ارزان تر ایجادکند، این فروشندگان با مشکل روبروخواهند شد. نیاز مشتریان همان است، اما خواستار محصول جدید هستند.

*** بازاریابان باهوش، فراتر از خصوصیات محصولات و خدماتی که ارائه می کنند فکر می کنند. آنها با ارائه محصولات و خدمات هماهنگ، تجربه ویژه ای از برند خود در مشتری ایجاد می کنند.

باید بدانیم مشتریان طالب چیزی بیش از مشخصات و مزیتهای و حتی راه حلها هستند. چیزی که می خواهند، خرید، استفاده و تجربه خدمات لذت بخش است که همیشه به دنبالش بوده اند.

*** در واقع مشتری با خرید به دنبال لذت بردن و تجربه خدمات لذت بخش است.که اگر چنین اتفاقی بیفتد همین حس را برای دیگران بازگو میکند و با لذت بردن از گفتن آن، شما را بصورت ناخودآگاه و شیرین به دیگران معرفی می کند .و این همان ایجاد کردن ارزش در مشتری و دریافت ارزش از اوست.

۳- ارزش و رضایت مشتری

مصرف کنندگان، معمولاً با طیف گسترده ای از محصولات و خدمات روبرو هستند که نیاز خاصی را برطرف می کنند.

ارزش و رضایت مشتری

اما یک سوال ساده و مهم
؟؟؟ مشتریان چگونه یک پیشنهاد بازاریابی خاص را از بین گزینه های مختلف انتخاب می کنند؟
آنها به پیش بینی ارزش و میزان رضایتی که هر پیشنهاد برایشان ایجاد می کند پرداخته و بر اساس آن خرید می کنند. مشتریان رضایتمند مجدداً خرید می کنند و در مورد تجربه خوب خود با دیگران صحبت می کنند؛ مشتریان ناراضی، معمولاً به محصولات رقبا روی آورده و به بی اعتبار کردن محصول نزد دیگران می پردازند.

بازاریابان باید به سطح انتظاری که در مشتری ایجاد می کنند، توجه داشته باشند. اگر آنها به تبلیغ آشکار سطح پایینی بپردازند، میزان رضایت مشتریان بسیار زیاد خواهد بود ولی احتمالاً تعداد کافی مشتری را جذب نخواهند کرد. اگر سطح انتظار را بالا ببرند، خریداران را ناامید خواهند کرد. ارزش از دید مشتری و رضایت خریدار، سنگ بنای اصلی توسعه و مدیریت ارتباط با مشتریان است.

۴- تبادل و ارتباط

بازاریابی زمانی رخ می دهد که مردم تصمیم می گیرند نیازها و خواسته هایشان را از طریق ارتباط داد و ستد انجام دهند یعنی به دنبال ارزشی هستند که از طریق خرید آن کالا بدست بیاورند و در ازای رضایتمندی از بدست آوردن آن ارزش، هزینه را صرف کنند

***داد و ستد عمل دریافت “شیء مطلوب” از کسی در ازاء اعطای چیزی (بده بستان دو سر سود)

۵- بازار

مفاهیم داد و ستد و ارتباطات ما را به سوی مفهوم بازار هدایت می کند.از دیدگاه کاتلر پدر نوین بازاریابی، بازار به مجموعه ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا گفته می شود .اما این تعریف باز آنچنان قابل لمس نیست. (جلسه سوم این تعریف بصورت کامل تشریح می شود.)

این خریداران دارای نیاز یا خواسته مشترکی هستند که میتوان آن را از طریق داد و ستد مرتفع ساخت.بازاریابی یعنی مدیریت بازاراها به شکلی که منجر به ارتباط سودآوری با مشتری شود. به هر حال، ایجاد این ارتباطات نیاز به تلاش دارد. فروشندگان باید به جستجوی خریداران بپردازند، نیازهای آنها را شناسایی کنند، پیشنهادهای بازاریابی خوبی طراحی کنند، قیمت را مشخص کنند، به آنها اطلاع بدهند، انبار کنند و تحویل دهند.

بازار

کارهایی مثل توسعه محصول، تحقیقات، ارتباطات، توزیع، قیمت گذاری و خدمات رسانی، فعالیتهای اصلی بازاریابی می باشند.

با اینکه ما فکر می کنیم بازاریابی از وظایف فروشنده است، اما خریداران نیز به بازاریابی میپردازند. وقتی مصرف کنندگان به جستجوی کالای مورد نیاز با قیمتی در حد استطاعت خود می پردازند، در واقع بازاریابی می کنند.

منبع:وردپرس شو

اهمیت برند شمادرکسب وکار

برندینگ (Branding) درسازمان های موفق؛ این روزها دیگر به عنوان یک امر تشریفاتی محسوب نمی شود و ضرورت ایجاد و مدیریت آن بر بسیاری از مدیران آنها نیز پوشیده نیست، یک برند، اولین و احتمالاً بزرگترین توصیف و یا «ظاهر» یک محصول، یک خدمت یا یک سازمان است، تمام برندها، معمولاً تصویری را تداعی می­ کنند؛ چه فرهنگی، چه زبانی، و یا شخصی!
نام­ تجاری یا برند باید با دقت انتخاب شوند؛ زیرا اطلاعات مهمی را به سهام داران یا ذی نفعان انتقال می­ دهد، این موضوع به­ ویژه در مورد برندهایی که قصد دارند فرای مرزهای جغرافیایی و فرهنگی بروند، بیشتر اهمیت پیدا می­ کند.

از ترکیب تعاریف متعدد ارائه شده برای برند در نهایت می‌توان گفت که برند نشانه و نماد سازمان است که در ارتباط بیرونی با مشتریان آن قرار گرفته و بیانگر اهداف، برنامه‌ها و رفتار اخلاقی و اجرایی سازمان است. در واقع برند یا نام تجاری تنها یک نام یا نماد گرافیکی(Logo) نبوده و تمامی فعالیت‌های سازمان در تمامی سطوح مختلف را در برمی‌گیرد و نهایتا در قالب یک نام تجاری یا Trademark عرضه می‌گردد. به بیانی دیگر تمام آنچه که در ذهن مدیران سازمان، کارکنان، شرکا و در نهایت مشتریان شکل می‌گیرد، در تعامل با یکدیگر تشکیل‌دهنده برند سازمان بوده و در ذهن و ضمیر مشتریان جای می‌گیرد. باید بدانیم که امروز ارزش برند برخی از معروف‌ترین شرکت‌های بین‌المللی به میلیاردها دلار می‌رسد، این ارزش با شعار و تبلیغ توخالی به دست نیامده، بلکه حاصل ارائه خدمات و محصولات با کیفیت و ارزش گذاری معقول و ثبات در حفظ سطح خدمات، نوآوری‌ها و عمل به خواست مشتریان است.

اهمیت و ضرورت برندینگ

داشتن یک برند قوی کمکی است به شرکت تا خود ر ا در بازار متمایز نشان دهد و توانایی ارضای نیازهای مشتریان را به صورت منحصر به فرد داشته باشد.

با افزایش رقابت در بازارهای جهانی و منطقه ای، داشتن یک برند، یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است؛
که در صورت اجرا نکردن باید شاهد قبضه شدن بازارهای داخل توسط واردات برندهای خارجی  باشیم!؟!

برند اساساً تعهد فروشنده در به انجام رساندن مجموعه ی خاصی از مزایا، ویژگی‌ها و خدمات به خریداران و حتی ذینفعان سازمان است.
به طور خلاصه، حسی که برند به مصرف کننده می‌دهد، باعث می‌گردد ادراکات و تجارب او از محصول تغییر کند، به این دلیل است که بسته به هویت برند یا ویژگی‌هایی که به برند منتسب می‌شود، به صورت‌هایی مختلف از سوی افراد یا سازمان‌‌ها ارزیابی می‌شود.
تجربه ای که مصرف کننده با انتخاب در مصرف برندی خاص دریافت می‌کند، مزایای کاربردی و نمادینی است که در ادبیات تجربی و تئوریکی بر این دو نوع مطلوبیت، تاکید شده است!

برای مصرف کننده  پر مشغله امروز گویایی مزایای یک برند سرعت انتخاب وی را تعیین می کند!

نتیجه حاصل از مطالعه برندهای موفق حاکی از آن است که در بیشتر موارد، روند شکل گیری برندها بر این منوال بوده که در ابتدا فعالیتشان را از سطح ملی آغاز کرده و پس از جلب اعتماد شهروندان و مشتریان بومی، با بهره‌گیری از تکنیک‌ها و روش های نوین بازاریابی هویت واقعی خویش را به جهانیان شناسانده‌اند.

برند، ابزاریست برای ایجاد وجه تمایز بین شما رقبایتان!
برند، ابزاریست برای ایجاد وجه تمایز بین شما رقبایتان!

اگر بخواهیم ارزش برند سازی و  تاثیر آن را در خدمات سازمان را بر شماریم، باید اینگونه نگاه بکنیم که، خدمات سازمان آن چیزی است که در سازمان طراحی و نهایتا توسط کارمندان آن ارائه می‌گردد، حال آنکه برند آن چیزی است که مشتری اقدام به خرید و پرداخت بهای آن می‌نماید. روشن است که این به معنای امکان پرداخت هزینه‌های بالاتری از ارزش واقعی خدمات در قبال دریافت احساس بهتر از طریق در اختیار داشتن برندی معتبرتر توسط مشتری است. به عبارت دیگر برند ارزش افزوده سرویس ارائه شده به مشتری در مقابل قیمت واقعی آن است.

فواید برندسازی برای یک سازمان:

  • برندسازی در سازمان موجب افزایش میزان وفاداری مشتریان به سازمان می‌گردد.
  • داشتن برند قوی به شکل موثری به موفقیت فرآیندهای بازاریابی و فروش سازمان، کمک می کند.
  • برند موجب افزایش مضاعف اعتبار سازمان در بازار می‌گردد.
  • تولید ثروت و درآمد بیشتر، نتیجه مستقیم ایجاد برند قوی و مدیریت صحیح آن می‌باشد.
  • امروزه آگاهانه یا ناآگاهانه مهم‌ترین دلیل انتخاب یک سازمان  درک (تصویر ذهنی) مشتری از برند آن سازمان می‌باشد.
  • داشتن برند قوی و معتبر موجب افزایش وفاداری مشتریان می شود.
  • برند مستحکم با جلب احساسات و عواطف مشتریان سازمان، آنها را در تنگناهای اقتصادی و فنی در کنار سازمان نگاه می‌دارد.
  • برند قدرتمند به توسعه فعالیت‌های سازمان هدف بخشیده و الهام بخش کارکنان سازمان خواهد بود. به عبارت دیگر سرمایه گذاری در ایجاد و توسعه برند سازمان به طور غیرمستقیم از طریق افزایش نوآوری‌ها در سازمان موجب افزایش درآمدهای آن، خصوصا در شرایطی همچون شرایط اشباع بازار که نوآوری تنها راه بقا در آن است، می‌گردد.

باید یادآور شد که برندینگ فرآیندی نیست که یک واحد تولیدی یا تجاری به تنهایی قادر به انجام آن باشد، تک تک اجزای ارتباطی سازمان در فرآیند برندسازی نقش بسیار مهمی دارند و باید به برند سازمان همچون پرستیژ و شخصیت سازمان در بازار نگاه شود!

منبع وب سایت :www.modir.tv

ایمیل مارکتینگ

20 راه برای جمع‌آوری بانک ایمیل

شکی نیست که برای راه‌اندازی کمپین‌های ایمیل مارکتینگ و حتی دیگر کمپین‌های دیجیتال مارکتینگ خود، احتیاج به یک لیست از ایمیل‌های مختلف یا همان بانک ایمیل دارید. این مقاله به شما 20 راهکار می‌دهد؛ با «20 راه برای جمع‌آوری وایمیل مارکتینگ» همراه باشید:

1) منوی وب‌سایت: می‌توانید بخشی به نام “ثبت‌نام کنید”، Register یا Sign Up در منوی وب‌سایت‌تان قرار دهید.

2) Call to Action فیس‌بوک: بعد از اینکه یک صفحه تجاری در فیس‌بوک برای خودتان ساختید،می‌توانید یک Call to Action برای مخاطبان‌تان بسازید. به این لینک مراجعه کنید: Face Book Call to Action Button

3) تصاویر جذاب: از یک گرافیست کمک بخواهید تا تصاویری جذاب را برای تشویق مخاطب، به ثبت‌نام در وب‌سایت‌تان طراحی کند. این تصویر را در تلگرام، اینستاگرام، توییتر و فیس‌بوک به اشتراک بگذارید.

4) نمایشگاه: در یک نمایشگاه یا رویداد مانند الکامپ (یا هر نمایشگاه و رویداد مرتبط به کسب و کارتان) شرکت کنید. کارت ویزیت‌ها را (که خب شامل ایمیل هستند!) جمع‌آوری کنید. یک تبلت یا تلفن همراه هم که همراهتان است و می‌توانید از بازدیدکنندگان غرفه خود، ایمیلشان را در صورت تمایلشان ثبت کنید.

5) امضای ایمیل شخصی: در امضای ایمیل شخصی‌تان، نوشته‌ای را قرار دهید، که به فرم ثبت ایمیل لینک است.

6) رویداد: در رویدادهای مختلفی که برگزار می‌کنید، از همایش و سمینار بگیرید تا دوره آموزشی، می‌توانید از مخاطبان‌تان ایمیل جمع‌آوری کنید.

7) تشویق کارمندان: کارمندان‌تان را برای جمع‌آوری ایمیل تشویق کنید (مثلا با جایزه، افزایش حقوق، مرخصی و…).

8) امکانات: به کاربران‌تان یک اینفوگرافی خوب، یک راهنمای کامل (مثلا برای نوشتن طرح کسب و کار)، آنالیز سئو رایگان، سِت آیکن‌های Business برای Illustrator و… بدهید و در ازای آن، از او یک ایمیل بخواهید.

9) تشویق به دعوت دوستان: از کاربران بخواهید که دوستان‌شان را برای ثبت ایمیل دعوت کنند و ازای آن، به آن‌ها (مثلا) یک بن تخفیف بدهید.

10) استفاده از Light Box: ترتیبی دهید تا زمانی که یک کاربر وارد وب‌سایت شما شد، یک Light Box ظاهر شود و از کاربر، ایمیلش را بخواهد.

11) اشتراک با دوستان: همیشه یک لینک اشتراک‌گذاری با دوستان از طریق ایمیل، در تمامی ایمیل‌های خود قرار دهید.

12) قبل از راه‌اندازی سایت: زمانی که وب‌سایت‌تان را راه‌اندازی نکرده‌اید، یک فرم در آن قرار دهید که اگر کسی وارد وب‌سایت‌تان شد، از او ایمیلش را بخواهد.

13) Tab جدید در فیس بوک: یک Tab جدید در صفحه تجاری فیس بوکتان بسازید که شامل فرم ثبت ایمیل می‌باشد.

14) تخفیف مخصوص خبرنامه: یک تخفیف جداگانه و مخصوص، فقط و فقط برای ثبت نام در خبرنامه اختصاص دهید. تاکید می‌کنیم که این تخفیف را فقط برای این یک مورد به مخاطبان‌تان بدهید.

15) تلفن: اگر کسی با شرکت شما تماس گرفت، مکالمه را تا زمانی که از او یک ایمیل نگرفته‌اید قطع نکنید!

17) کانال تلگرام: در کانال تلگرام خود بخواهید که ایمیل‌شان را در ازای دریافت چیزی (نمونه طرح کسب و کار، قالب Word Press، آنالیز رایگان سئو و…) به شما بدهند. آیدی ادمین کانال را نیز در دسترس مخاطب قرار دهید.

18) گروه تلگرام: اگر گروهی در تلگرام دارید، قوانین خود را در گروه، Pin کنید و یکی از قوانین را اعلام یک آدرس ایمیل و آدرس صفحه لینکدین (برای ردگم‌کنی!) وضع کنید.

19) انتهای مقالات: در صورتی که فکر می‌کنید مزاحمتی برای کاربران‌تان به وجود نمی‌آید، یک باکس دریافت ایمیل را در انتهای هر مقاله قرار دهید.

20) کامنت‌ها: هر کس که بخواهد برای پست بلاگ شما کامنت بگذارد، باید ایمیل خود را وارد کند!

منبع:www.modir.tv

نوشته آزمایشی دیگر

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد. کتابهای زیادی در شصت و سه درصد گذشته، حال و آینده شناخت فراوان جامعه و متخصصان را می طلبد تا با نرم افزارها شناخت بیشتری را برای طراحان رایانه ای علی الخصوص طراحان خلاقی و فرهنگ پیشرو در زبان فارسی ایجاد کرد.

در این صورت می توان امید داشت که تمام و دشواری موجود در ارائه راهکارها و شرایط سخت تایپ به پایان رسد وزمان مورد نیاز شامل حروفچینی دستاوردهای اصلی و جوابگوی سوالات پیوسته اهل دنیای موجود طراحی اساسا مورد استفاده قرار گیرد.

بازاریابی یا مارکتینگ از نگاه دیگر

بازاریابی یا مارکتینگ (Marketing) به عنوان فرایندی مدیریتی -اجتماعی تعریف می‌شود که بوسیلهٔ آن افراد و گروه‌ها از طریق تولید و مبادلهٔ کالا با یکدیگر، به امر تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند.این تعریفیست که ویکی پدیا برای بازاریابی در نظر گرفته است.فارغ از اینکه تعریف تا چه حد می تواند کامل باشد یا نویسنده آن چه کسیست میخواهم از این چارچوب تعریفی آنهم به شکل کتابی بیرون بیایم و خیلی خودمانی و البته کاربردی به آن بپردازیم.

قبل از اینکه سراغ تعریف بازاریابی برویم ،میخواهم به برداشت اشتباهی که عموم مردم به مفهوم بازاریابی دارند اشاره کنم. اغلب افراد تا همین که کلمه بازاریابی را می شوند فکر می کنند بازاریابی (Marketing)، یعنی این که بروشوری را در دستمان بگیریم و بریم به صد جای مختلف و التماس کنیم که از ما چیزی بخرند! و یا اینکه فردی را در ذهن تداعی می کنند که کنار خیابان و با نگاه معصومانه منتظر هست که مردم از او برگه تبلیغاتی بگیرند!!

بازاریابی چیست

و چه زیادند افرادی که همین که در جواب سوال چه شغلی داری می گویی: مدیر بازاریابی (Marketing Manager)،فکر می‌ کنند که مسئول چند بازاریاب هستی که می روند و می فروشند و تو هم پورسانتی از فروش آن‌ها به جیب می زنی!

یه سری افراد نیز که شناخت سطحی از مفهوم بازاریابی دارند تصور می کنند که بازاریابی تنها تبلیغ کردن و فروش است. اما ما هر روزه با پیامهای بازرگانی تلویزیونی، نامه های پستی، آگهی های تبلیغاتی در روزنامه ها و اینترنت بمباران می شویم؛ ولی شاید برای این افراد عجیب باشد که که فروش بخش کوچکی از فرآیند بازاریابی‌ست و مهم ترین آن نخواهد بود هر چند که یکی از ارکان اصلی ارزیابی موفقیت یک برنامه بازاریابی‌ است.

بالاخره میگی بازاریابی چیه یا نه؟!!
به دنیای مهیج بازاریابی خوش آمدید! بحث را با یک سوال ساده آغاز می کنیم؛

بازاریابی چیست؟

بازاریابی در یک کلام ، مدیریت رابطه سودمند با مشتری است. هدف بازاریابی ایجاد ارزش برای مشتری و جذب ارزش در ازای ارزش ایجاد شده است.در بین فعالیتهای مختلف کسب و کار،بیش از همه بازاریابی با مشتری سر و کار دارد.

هدف دوگانه بازاریابی، جذب مشتریان جدید با ارائه ارزش بالاتر و حفظ مشتریان فعلی به وسیله جلب رضایت آنها است.

اگر بخواهیم بازاریابی را از نگاه فیلیپ کاتلر پدر علم بازاریابی نوین؛تعریف کنیم به همان تعریف اولیه که در ویکی پدیا آمده و اول مقاله به آن اشاره کردیم می رسیم:
بازاریابی به عنوان فرآیندی مدیریتی-اجتماعی تعریف می‌شود که به وسیله آن، افراد، گروه‌ها و سازمان‌ها از طریق تولید، عرضه و مبادله کالا (و خدمات) با یکدیگر، به تأمین نیازها و خواسته‌های خود اقدام می‌کنند.

ولی این تعریف برای خیلیها قابل لمس نیست هرچند که متوجه تعریف بشوند.!!

بصورت خودمانی:
بازاریابی فرایندی است که در آن برای مشتری ارزش ایجاد می کنیم و رابطه مستحکمی با او برقرار کنیم تا بتوانیم در عوض از مشتری ارزش دریافت کنیم.(یه بده بستونه که به برد برد برسیم:)-)

اما به راستی رابطه مستحکم در تعریف بالا چطور شکل می گیرد؟ موفقیت باورنکردنی در هر کسب و کار ، نتیجه تمرکز بر یک ایده متفکرانه است: ایجاد رابطه بادوام با مشتری . این رابطه با مشتریان (که بعدها طرفداران برند شما خواهند شد)، می تواند از طریق مجموعه ای منظم ، پوشش کامل رسانه ای و یک وب سایت جذاب و گیرا ایجاد شده باشد.

اگر واقعاً به فکر مشتریانتان باشید و مسیر خود را طوری تغییر دهید تا رضایت مشتریان جلب شود رابطه مستحکم خواهد شد و مشتری به طرفدار شما تبدیل می شود.

بازاریابی چی هست

نکته بعدی در استحکام رابطه، انتقال احساس امنیت برای مشتریان است.مشتریان به هنگام تصمیم برای خرید از شما باید احساس راحتی داشته باشند و خود را عضوی از خانواده کسب و کار شما بدانند.

کسب و کار شما ، باید یکسازمان حرفه ای تبلیغاتی باشد که بداند چطور ارزشهای مورد نظر مشتری که تبدیل به رابطه عمیق و دائمی با مشتری می شود را ایجاد کند. شما بهتر از هر کسب و کار دیگری باید به طرفدارانتان گوش دهید و چیزی که آنها طالبش هستند را در اختیارشان بگذارید. در عوض، طرفداران و حامیان کسب و کار شما ، آن را ارج نهاده، عمیقاً به آن وفادار بوده و سود دائمی را برایتان فراهم می کنند.

***بعضی از صاحبان کسب و کار اگر یاد بگیرند بجای سرکیسه کردن مشتریان (عذر مرا برای رک صحبت کردنم پذیرا باشید) ،به فکر رضایت مشتریان باشند ، شاید با این کار سود و یا مشتری امروز را از دست بدهد ولی آنرا برای فردا همیشگی حفظ می کند.

شرکتهای موفق امروزی، همه در یک نقطه مشترک هستند: آنها شدیداً متمرکز بر مشتری و کاملاً ملزم به بازاریابی می باشند. این شرکتها، همگی برای برآورده کردن هرچه بهتر نیازهای مشتری در بازار مقصد تلاش میکنند. آنها سعی می کنند انگیزه لازم جهت ایجاد ارزش مورد نظر مشتری را در تمامی افراد زیر مجموعه خود ایجاد کنند. برین مارکوس، یکی از بنیانگذاران فروشگاههای هوم دپوت تأکید می کند که: “همه افراد ما متوجه هدف نهایی مقدس ما هستند . آنها می دانند که نقطه پایانی برایشان وجود ندارد؛ همیشه باید با تمام وجود و با علاقه به نیازهای مشتری توجه کرد.”

توجه: هوم دیپو، (Home Depot) شرکت خرده‌فروشی آمریکایی است، که در زمینه فروش لوازم خانگی، تجهیزات ساخت‌وساز، الوار، مصالح ساختمانی، ابزار رنگ‌آمیزی و رنگ نقاشی، تجهیزات لوله‌کشی، کفپوش، وسایل باغبانی، ابزار و یراق فعالیت می‌کند.

اگه بخواهیم این فرآیند بازاریابی را بصورت تصویری نشون بدیم به شکل زیر می رسیم:

۵ مرحله بازاریابی
یک مدل ۵ مرحله ای برای فرایند بازاریابی به تصویر درامده است:

در چهار مرحله اولیه، شرکت سعی در درک مصرف کنندگان، تولید ارزش برای مشتری و ایجاد رابطه ای مستحکم با او دارد. در گام نهایی، شرکت پاداش خود از ایجاد ارزش برای مشتری را کسب می کند. با ایجاد ارزش برای مشتری، شرکت پاداش خود را به شکل فروش، سود و سرمایه ای از جنس رابطه طولانی مدت با مشتری دریافت می کند.

توجه: در سری مقالات بازاریابی که بعدا در سایت منتشر می شود مفاهیم دیگر بازاریابی رو شرح میدهیم.

منبع:وردپرس شو

یک نوشته با فرمت استاندارد و تصویر شاخص

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است. چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد.

ادامه مطلب …

برندشما

اهمیت برند شما درکسب وکار

نرم افزارحسابداری برند شما

برند شما نرم افزارحسابداری است که با آن می توانید نرم افزارحسابداری با برند و نشان تجارت خود را داشته باشید .

 

ادامه مطلب …